خرید بک لینک
ما از سیاره هایی که هرگز کشف نخواهند شد
بر روی زمین به بردگی آمده ایم ،
برای قربانی خدایانی که هرگز نخواهیم دید
برای لمس خوشبختی که نخواهیم چشید
ما هنوز دلایل زیادی برای ماندن داریم
هنوز تمامی سد ها را نشکسته ایم
جنگلهای زیادی به ما لبخند می زنند
هنوز دریاهای بزرگی نخشکیده اند
ادیان زیاد و کاملی هستند که نیامده اند
مکاتب بیشماری نمایان نشده اند

و هنوز گوسفندان زیادی در قنداقها لبخند می زنند


عمار اکبری 1397/6/2

برچسب: نویسنده: سپیده محمدی تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 3:08

جهان به پایان رسید و رئیس جمهورها با دستهایی که بر چانه می کشیدند آهسته آهسته به خانه هایشان بازگشتند زمین چرخید برای یکی شب بود و برای دیگری روز و خدایگان بسیاری در خیابانها به هم نگاه می کردند هیچ

برچسب: نویسنده: سپیده محمدی تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 3:08

به راستی که شعر ها
عقده های گندیده ی درونمان هستند
درست شبیه فرزندانمان ...

لبخند می زنند
لگد می زنند
و با اشتیاق به آغوشهای ناشناخته می پرند

1397/6/3

برچسب: نویسنده: سپیده محمدی تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 3:08

وقتی زمین نچرخه وقتی خدا تو خوابه بچرخ تا بچرخیم این رسم انقلابه وقتی که جرمه شادی تا گریه ها ثوابه وقتی که صورت زن محکوم به نقابه وقتی غزال کوهی با روسری بخوابه بچرخ تا بچرخیم این رسم انقل

برچسب: نویسنده: سپیده محمدی تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 3:08

یه روزی پس میده دنیا تموم اونی که برده تو نورآباد می پیچه که اون شاعر لره مرده میگن تو حالت سردی کتاب افتاده از دستش پیمبر وار تو فکری خدا جون داده از دستش میگن که مشت دستاشو هنوزم وا نمی کرده میدو

برچسب: نویسنده: سپیده محمدی تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 3:08

میخواهم بگویم که تمام زبان و کلمات آفریده شده قراردادی بیش نیست و تمام تعاریف ساخته ی ذهن ما است ، میخواهم با تمام بی عاطفگی بگویم که تمام محرم بودن و نبودن ، راست و دروغها، خوب و بدها ، مرزها و زبانه

برچسب: نویسنده: سپیده محمدی تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 3:08

خنجر زده ای که درد خشنود شود
این مرگ عقب رفته کمی زود شود
آتش زده ایم در خرمن خویش
بگذار هر آنچه هست نابود شود

۹۷/۰۷/۲۶

برچسب: نویسنده: سپیده محمدی تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 3:08

بنویس؛ از امید های کز کرده ی در تردید
از لبهای کبود شده از دوده و افیون
از رگه های باور در اوج عصیان
بگو ؛ از آخرین معجزات بی سند
از پروردگار ناتوان قرنهای ما
من میشنوم
ضجه ی اره های در حلقوم درختان را
خوب ، بد ، زشت ، زیبا
و چه قولنامه های سرخودانه ای نوشته ایم


ع اکبری۹۷/۸/۱۲



برچسب: نویسنده: سپیده محمدی تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 3:08

اون شب رو به خوبی یادمه ، صدای قرائت قرآن و دعا محله رو پر کرده بود اونایی که دستشون به دهنشون می رسید شیک و پیک به سمت مسجد می رفتن و بعضی هاشون زیر لب ورد میخوندن و گاهی دستی به گوشی می بردن و از س

برچسب: نویسنده: سپیده محمدی تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 3:08

قسمت اول بهترین مغزهای نسلم رو دیدم که با جنون تباه شدند ، تشنه ی عریانی دیوانه وار، صبح ِ سحر خودشونو کشون کشون می رسوندن به خیابون کاکا سیاها به دنبال یه چیزی که بزنن تو رگ ، نشئه گان فرشته خو

برچسب: نویسنده: سپیده محمدی تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 3:08

صفحه بندی